X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/07/10

احمد یوسف الوکیل ( سپهبد هوایی کنونی نیروی هوایی مصر ) تعریف می کند : من به همراه گروه پرواز خود در المنصوره بودم . قرار بود که دو اسکادران به رهگیری و دفاع هوایی بپردازند و اسکادران سوم ( در تنتا ) وظیفه ی دفاع از هر دو پایگاه را داشت . در روز 14 اکتبر تلفات ما صفر بود . در ان روز در حالی که من به همراه 3 فروند میگ پرواز میکردم 6 فروند فانتوم را رهگیری کردیم . ما به دو گروه تقسیم شدیم و هر گروه رهسپار شکار 3 فروند هواپیمای دشمن شد .

فانتوم ها مجبور بودند برای نبرد با ما ابتدا خود را از شر بمب هایشان راحت کنند . من یکی از فانتوم ها را به مسلسل بستم چرا که نزدیکتر از ان بودم که بخواهم از موشک هایم بر علیه ان استفاده کنم . پس از ان باز شدن دو چتر را دیدم . در ان زمان نمی دانستم که چند فروند هواپیما با یکدیگر در اسمان نبرد می کنند و هنگامی که تعدا هواپیما ها را شنیدم کاملا غافلگیر شدم . هم بر روی زمین و هم در اسمانترافیک رادیو یی بود و صدای کسی به کسی نمی رسید .

نصر موسی ( سپهبد کنونی نیروی هوایی مصر ) خاطراتش را در روز نبرد المنصوره مرور می کند : من در جنگ اکتبر در پایگاه المنصوره خدمت می کردم و با میگ 21 پرواز های دفاعی انجام می دادم . در روز 5 اکتبر به ما اطلاع داده شد که فردا جنگ اغاز خواهد شد . در روز 14 اکتبر حمله ی سختی به المنصوره شد و به ما دستور دادند که اماده باشیم . دسته ی ما 8 فروند بود و هنگامی که اوج گیری می کردیم فانتوم های اسرائیلی برای بمب باران نزدیک می شدند . ما ناگهان سرعت را افزایش دادیم مخازن سوخت اضافی را رها کردیم و به سوی جنگنده های دشمن هجوم بردیم . من یکی از انها را در دستگاه نشانه روی خود داشتم ولی ناگهان قانون طلایی به یادم امد . ( قبل از حمله به دشمن مواظب دم هواپیمای خود باش ) .


  لطفا ادامه مقاله را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید

هنگامی که در ایینه ی هواپیما نگاه کردم فانتومی را دیدم که خودش را در پشت من قرار داده بود . ناگهن به سمت چپ چرخیدم و در پشت او قرار گرفتم . مسلسل خود را اتش کردم و فانتوم ساقط شد ولی هیچ چتر نجاتی ندیدم . میگ 21 در مانور هایش می توانست به راحتی فانوم را جا بگذارد . هنگامی که نیروی هوایی مصر در اوایل دهه ی 80 چند فروند فانتوم خرید من فهمیدم که این هواپیما اصلا چابک نیست . من 30 دقیقه پس از پیوستن به نبرد در اسمان بودم و هنگامی که سوختم به انتها رسید فرود امدم .

احمد ناصر (  سپهبد کنونی نیروی هوایی مصر ) درباره ی نبرد روز 14 اکتبر چنین می گوید : این نبرد ان قدر طول کشید که تبدیل به طولانی ترین نبرد هوایی بین هواپیماهای جت در تاریخ شد . میگ های ما باید فرود می امدند و تنها 7 دقیقه زمان داشتند تا تجدید مهمات و سوخت کرده و دوباره در هوا باشند . برخاستن خود احتیاج به 3 دقیقه زمان داشت اما خلبان های ما این زمان را به 1.5 دقیقه کاهش داده بودند . من فکر می کنم این امر تا ان زمان بی سابقه بود و نمایشگر امادگی خلبان های ما بود . در طی نبرد تعداد جنگنده های دشمن دو برابر تعداد میگ های ما بود ولی باز هم توانستیم رکوردهای خوبی بدست اوریم . ما جوان مردی را در نبرد فراموش نکرده بودیم . خلبانی به اسم محمد عبود توانست یک فانتوم را سرنگون کند اما هواپیمایش انقدر نزدیک به هواپیمای اسرائیلی بود که خودش اتش گرفت . هر دو خلبان با هم از هواپیمایشان بیرون پریدند . پس از رسیدند به زمین کشاورزان منطقه بر سر خلبان اسرائیلی ریختند و اگر محمد سر نرسیده بود او را از پای در اورده بودند خلبان اسرائیلی به بیمارستان فرستاده شد و جان به در برد . فردای ان روز خلبان اسرائیلی یک ملاقات کننده داشت محمد عبود برای دیدن وی به بیمارستان رفته بود .

قدری الحامد ( سرتیب بازنشسته ی نیروی هوایی مصر ) تعریف می کند : در روز 14 اکتبر من درگیر یک نبرد هوایی شدم . ما از یک ماموریت گشت هوایی باز میگشتیم و بنزین هواپیمایمان رو به اتمام بود . یک موج از فانتوم های اسرائیلی به پایگاه ما هجوم اوردند . همه ی انها نزدیک نشدند و 2 هواپیمای جلو تر بمب های خود را رها کردند تا خدمه ی توپ های ضد هوایی ما را فراری دهند . هنگامی که کار فانتوم ها تمام شد ما بر فراز پایگاه با انها در گیر شدیم . جهنمی از اتش به پا شد . هر جا که سر می چرخاندم فانتومی را به دنبال یک میگ یا میگی را به دنبال یک فانتوم می دیدم . من به دنبال یک فانتوم رفتم و با توپ هواپیما به ان شلیک کردم ولی در یک لحظه موتور هواپیمایم دچار وا ماندگی شد و از کار افتاد . باید دوباره موتور را به کار می انداختم ولی نتوانستم چرا که بنزین هواپیما به اخر رسیده بود .

خلبان های اسرائیلی واقعا خوب بودند . انها کیفیت خلبان های ابتدای جنگ را نداشتند و بسیار بهتر از انها عمل می کردند . خلبان های اسرائیلی در ابتدای جنگ تجربه ای در مورد جنگ موشکهای سام ما در کنار کانال سوئز نداشتند و تعداد زیادی هواپیما از دست دادند اما خلبان های روز 14 اکتبر یا اسرائیلی نبودن یا این که اسرائیل برای این ماموریت خلبان های بسیار کارکشته و عالی خود را اعزام کرده بود .

توپ من هواپیمای اسرائیلی را هدف قرار داد و فانتوم مانند خورشید غرق در اتش شد . من 3 یا 4 دقیقه درگیر این نبرد هوایی بودم که زمانی طولانی است . صادقانه باید بگویم که دقیقا ندیدم پس از ان چه اتفاقی افتاد چرا که پس از انفجار فانتوم من درگیر مشکلات خودم بودم . تصمیم داشتم که برای نجات هواپیما یک فرود اضطراری انجام دهم ولی این کار چیزی به غیر از دیوانگی نبود . فانتوم ها باند فرودگاه را در هم کوبیده بودند و سر تا سر باند پر از چاله بود من در ارتفاع 50 متری از زمین هواپیما را ترک کردم . استخوانهایم اسیب دیدند و 4 روز را در بیمارستان گذراندم . پس از ان به اسکادران خود باز گشتم ولی تا انتهای جنگ نتوانستم پروازی داشته باشم .

 

گرداوری : m _ hosseni

منبع : ماهنامه ی جنگ افزار




طبقه بندی:
ارسال توسط M H 18
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
آمار